دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸

صفت

جامع ترین سایت روانشناسی

صفت

۵۲ بازديد
احساسات ، حالات و صفات
احساسات و عواطف - مانند شادی ، ناراحتی ، ترس و اضطراب - دسته‌بندی آن‌ها دشوار است . واضح نیست که آن‌ها یک نوع " طبیعی " تشکیل می‌دهند که در آن هر گونه تعمیم جالبی می‌تواند ایجاد شود . بسیاری از آن‌ها ممکن است به سادگی کامپوزیتهای پیچیده از حالت‌های عمدی و فوق‌العاده باشند . از این رو ، ترس ممکن است ترکیبی از یک فکر خاص باشد ( فکر اینکه یک پرتگاه پیش رو وجود دارد ) ، یک تمایل خاص ( تمایل به سقوط ) ، و احساسات خاص ( آن موارد خاص اضطراب ) . ویژگی‌های شخصیتی مانند صداقت یا تواضع ، ممکن است تمایلات بلند مدت داشته باشند تا احساسات و نگرش‌های خاصی داشته باشند و در برخی شرایط خاص عمل کنند . اگر چه ادبیات بزرگی در مورد ماهیت احساسات ، حالات و صفات وجود دارد ، اما آن‌ها در مرکز بیشتر بحث‌ها در فلسفه ذهن نیستند و بنابراین در این مقاله بیشتر در نظر گرفته نمی‌شود .
پدیده‌های اصلی پدیده
بحث‌های فلسفی در مورد ذهن تمایل به تمرکز بر سه پدیده اصلی دارند : آگاهی ، عقلانیت و هدف مندی .
آگاهی
واژه آگاهی در انواعی از روش‌ها به کار می‌رود که باید متمایز شوند . گاهی اوقات کلمه به معنی هر فعالیت ذهنی انسانی است ( مانند زمانی که در مورد " تاریخچه آگاهی " صحبت می‌کند ) و گاهی اوقات به معنی بیدار شدن است ( مانند بی‌هوشی بر روی حیوان ، حیوان به هوش آمد ) . به نظر می‌رسد که مهم‌ترین کاربرد آزار دهنده ، پدیده‌ای است که به نظر می‌رسد مردم " مستقیما " با آن آشنا باشند - - همان گونه که فیلسوف انگلیسی برتراند راسل ( ۱۸۷۲ - ۱۸۷۲ ) هر یک از آن‌ها را در مورد خودش توصیف کرد . به نظر می‌رسد که هر فرد ، دانش مستقیم و فوری از احساسات آگاه خود و محتوای نگرش‌های گزاره‌ای خود دارد - چیزی که آگاهانه فکر می‌کند ، آرزوها ، امیدها ، امیدها ، ترس‌ها و غیره را دارد . به گفته فلسفی مشترک ، فرد گفته می‌شود که " اصلاح‌ناپذیر " ( یا uncorrectable ) به حالات ذهنی خود دارد . برای بسیاری از مردم ، وجود این حالات آگاه در مورد خود آن‌ها آشکارتر و غیرقابل‌انکار از هر چیز دیگری در جهان است . در واقع ، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی رنه دکارت ( ۱۵۹۶ - ۱۶۵۰ ) افکار خودآگاه را به عنوان اساس تمام دانش خود مورد توجه قرار دادند . دیدگاه‌هایی که بر این حس اول از دولت‌ها تاکید دارند ، در پی آن هستند که " دکارتی " خوانده شوند .
به طرز شگفت آوری دشوار است که در مورد هوشیاری صحبت کنیم که بسیار بحث‌برانگیز نیست . تلاش‌های اولیه در قرن نوزدهم برای رویکرد به روانشناسی با دقت دیگر علوم تجربی ، محققان را به درگیر شدن در اندیشی دقیق از حالات ذهنی خودشان سوق داد . اگرچه برخی نتایج جالب در رابطه با رابطه برخی از حالات حسی خاص به تحریک خارجی وجود دارد - برای مثال ، قوانینی که توسط گوستاو تیودور Fechner ( ۱۸۰۱ تا ۸۷ ) مطرح شده‌اند، نشان‌دهنده دامنه واقعی یک صدا هستند - بسیاری از تحقیقات در vagaries و پیچیدگی‌های تجربه که تا حد زیادی بر افراد مختلف متغیر است و در مورد آن تعمیم جالبی ارائه نشده است .
لازم به ذکر است که برخی از مشکلات درون‌گرایی و مشکلات ناشی از تفکر فرآیندهای آگاهانه به عنوان موضوع اصلی روان‌شناسی وجود دارد . در حالی که به نظر طبیعی می‌رسد که تمام پدیده‌های ذهنی در دسترس خودآگاه هستند ، توجه بسیار نزدیک به دامنه کامل پرونده‌ها به طور غیر ممکن بیان می‌شود . لودویگ Wittgenstein فیلسوف انگلیسی متولد اتریش ( ۱۸۸۹ - ۱۹۵۱ ) به ویژه در جلب توجه به تنوع غنی و نامحسوس حالت‌های ذهنی عادی و اینکه چگونه آن‌ها خود را به مدل یک شی مشاهده‌شده introspectively قرض می‌دهند ، ماهر بود .
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.