یکشنبه ۱۴ بهمن ۹۷ ۱۵:۴۱ ۱,۰۹۲ بازديد
هر توصیف از این قبیل " در ساعت ۱۲ دقیقا ً در ۴ ژانویه ۱۹۶۲ " یا " فقط ۷۵ یارد با توجه به شمال این نقطه " ممکن است به بینهایت دفعات و مکان در جهان اعمال شود ، چرا که هیچ چیزی برای جلوگیری از بینهایت دستورها موقتی و فضایی وجود نداشت . بردلی فراموش کرد که تمام معنای یک توصیف فضایی یا موقتی وقتی مورد استفاده قرار میگیرد که مورد استفاده قرار میگیرد ، استفاده نمیشود ؛ آنچه که باید در نظر گرفته شود عبارت است از کلماتی که در متن آنها استفاده میشود ، و این به خاطر این واقعیت است که او در فضا و زمان قرار گرفتهاست . فرد نمیتواند منحصر به فرد بودن را به این شکل بیان کند، اما میتواند از کلمات برای بیان uniqueness استفاده کند . این پیشنهاد بردلی مبنی بر اینکه درک بسیاری از دستورها موقتی و فضایی به هیچ وجه عاری از مناقشه نیست ، امکان پذیر است . به طور کلی ، مردان درباره اتفاقاتی که پیش از این اتفاق میافتد فکر میکنند و یا بعد از لحظهای که " هم اکنون " نامیده میشود ، همه موقعیتهای فضایی به نحوی که در برخی موارد و یا مکانها در یک رویا انجام شود ، افراد آنها را کاملا ً غیرواقعی میکنند . اینکه ممکن است رویدادها یا مکانهایی باشد که هیچ ارتباطی با آنها نداشته باشد و در اینجا چیزی است که اغلب آنها را به طور جدی قبول نمیکنند ، هر چند که نظریههای علمی مدرن وجود دارند که نشان میدهد آنها اشتباه میکنند .
پیشتر اشاره شدهبود که چیزی که در یک زمینه متافیزیکی غیر واقعی است اغلب میتوان گفت که نامفهوم است ، و یافتن این استدلالها در مورد غیرواقعی بودن فضا و زمان ، اغلب مبتنی بر ملاحظات مفهومی بودهاست . بنابراین ادعا میشود که یک incoherency در مفهوم فضا وجود دارد زیرا ادعا میکند که یک کل است که به طور منطقی قبل از قطعات آن باشد ، و با این حال در عمل به نظر میرسد که تنها یک مجموع توسعهپذیر باشد . هر چیزی که فضا را اشغال کند در چارچوب فضایی وسیعتر قرار میگیرد ؛ تفکر فضا آنچنان که کانت میبیند ، در هر توصیف مکانی درگیر است . با این حال فضا به گونهای است که به طور مداوم درک انسان را نادیده میگیرد ؛ فضا ، همانگونه که انسان میداند ، تنها یک موقعیت مکانی بعد از دیگری است .
مشکلات یافتشده در مفهوم زمان ، ترکیبی از ایده است که زمان پیوسته بوده و این ایده که آن از بخشهای مجزا تشکیل شدهاست . هنری برگسون ، یک فیلسوف فرانسوی که در مورد مفهوم زمان و جنبش نگران بود ، گفت که زمان به عنوان پیوسته تجربه میشد ؛ تنها زمان " spatialized " اندازهگیری شده توسط ساعتها بود که برای داشتن قطعات قابلتفکیک ( دقیقه ، ساعت ، هفته ، و غیره ) اندازهگیری میشد و این " زمان " عمومی صرفا ً قراردادی بود . با این حال ، به نظر میرسد که راه حلی برای این مشکل بسیار آسان به نظر میرسد ، زیرا زمان با تجربه خصوصی نیز به دنبال آن میرود ، و این پایاننامه که زمان عمومی صرفا ً قراردادی است ، در بهترین حالت بسیار بحثبرانگیز است . باید اجازه داده شود که زمان به طور معمول در جریان باشد و ، همانطور که قبلا ً بوده ، در معرض دستگیری قرار گیرد . در حقیقت ، این موضوع کاملا ً متناقض است ، اما در نقاطی مثل این مورد بحث قرار میگیرد که مورد متافیزیکی مورد بحث قرار میگیرد .
هنری برگسون در سال ۱۹۲۸ .
هنری برگسون در سال ۱۹۲۸ .
Archiv fur ( und fur ) ، برلین
در حال حاضر تعداد کمی از فیلسوفان انگلیسی یا آمریکایی این سوالات را مورد بحث قرار میدهند، تا حد زیادی به این دلیل که توسط مور متقاعد شدهاند که هر گونه حمله به چنین مفاهیم مرکزی در افکار مردان ، در اصل اشتباه است . در نتیجه ، توجه کمی به سوالی داده میشود که شایسته بررسی است ؛ یعنی ، چه چیزی باید مکان فضا و زمان را در تفکر متافیزیکی مورد توجه قرار دهد . نویسندگان idealist به طور مداوم گفتهاند که فضا و زمان واجد شرایط هستند ، و هیچ چیزی که این کار را انجام نداده است ، در تجربه بالاتر که تجربه واقعیت را تجربه میکند ، موفق نبوده است .
منبع سایت بریتانیایی
پیشتر اشاره شدهبود که چیزی که در یک زمینه متافیزیکی غیر واقعی است اغلب میتوان گفت که نامفهوم است ، و یافتن این استدلالها در مورد غیرواقعی بودن فضا و زمان ، اغلب مبتنی بر ملاحظات مفهومی بودهاست . بنابراین ادعا میشود که یک incoherency در مفهوم فضا وجود دارد زیرا ادعا میکند که یک کل است که به طور منطقی قبل از قطعات آن باشد ، و با این حال در عمل به نظر میرسد که تنها یک مجموع توسعهپذیر باشد . هر چیزی که فضا را اشغال کند در چارچوب فضایی وسیعتر قرار میگیرد ؛ تفکر فضا آنچنان که کانت میبیند ، در هر توصیف مکانی درگیر است . با این حال فضا به گونهای است که به طور مداوم درک انسان را نادیده میگیرد ؛ فضا ، همانگونه که انسان میداند ، تنها یک موقعیت مکانی بعد از دیگری است .
مشکلات یافتشده در مفهوم زمان ، ترکیبی از ایده است که زمان پیوسته بوده و این ایده که آن از بخشهای مجزا تشکیل شدهاست . هنری برگسون ، یک فیلسوف فرانسوی که در مورد مفهوم زمان و جنبش نگران بود ، گفت که زمان به عنوان پیوسته تجربه میشد ؛ تنها زمان " spatialized " اندازهگیری شده توسط ساعتها بود که برای داشتن قطعات قابلتفکیک ( دقیقه ، ساعت ، هفته ، و غیره ) اندازهگیری میشد و این " زمان " عمومی صرفا ً قراردادی بود . با این حال ، به نظر میرسد که راه حلی برای این مشکل بسیار آسان به نظر میرسد ، زیرا زمان با تجربه خصوصی نیز به دنبال آن میرود ، و این پایاننامه که زمان عمومی صرفا ً قراردادی است ، در بهترین حالت بسیار بحثبرانگیز است . باید اجازه داده شود که زمان به طور معمول در جریان باشد و ، همانطور که قبلا ً بوده ، در معرض دستگیری قرار گیرد . در حقیقت ، این موضوع کاملا ً متناقض است ، اما در نقاطی مثل این مورد بحث قرار میگیرد که مورد متافیزیکی مورد بحث قرار میگیرد .
هنری برگسون در سال ۱۹۲۸ .
هنری برگسون در سال ۱۹۲۸ .
Archiv fur ( und fur ) ، برلین
در حال حاضر تعداد کمی از فیلسوفان انگلیسی یا آمریکایی این سوالات را مورد بحث قرار میدهند، تا حد زیادی به این دلیل که توسط مور متقاعد شدهاند که هر گونه حمله به چنین مفاهیم مرکزی در افکار مردان ، در اصل اشتباه است . در نتیجه ، توجه کمی به سوالی داده میشود که شایسته بررسی است ؛ یعنی ، چه چیزی باید مکان فضا و زمان را در تفکر متافیزیکی مورد توجه قرار دهد . نویسندگان idealist به طور مداوم گفتهاند که فضا و زمان واجد شرایط هستند ، و هیچ چیزی که این کار را انجام نداده است ، در تجربه بالاتر که تجربه واقعیت را تجربه میکند ، موفق نبوده است .
منبع سایت بریتانیایی
- ۱ ۰
- ۰ نظر