دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸

تئوری

جامع ترین سایت روانشناسی

تئوری

۴۹ بازديد
تئوری‌های بیولوژیکی
نظریه‌های مطرح‌شده در بالا به دنبال درک هوش از نظر ساختارهای ذهنی فرضی هستند، چه عواملی هستند ، فرآیندهای شناختی ، یا فرآیندهای شناختی در تعامل با متن . تئوری‌های بیولوژیکی رویکرد کاملا ً متفاوتی را ارایه می‌دهند که به طور کلی با ساختارهای ذهنی ارتباط دارد . طرفداران این نظریه‌ها ، که معمولا ً reductionists نامیده می‌شوند، بر این باورند که درک صحیح از هوش تنها با شناسایی اساس بیولوژیکی آن امکان پذیر است . برخی استدلال می‌کنند که در واقع هیچ جایگزین برای تقلیل گرایی وجود ندارد اگر ، در حقیقت ، هدف توضیح دادن به جای صرفا ً توضیح رفتار است . اما این مورد یک مورد باز و بسته نیست ، به خصوص اگر اطلاعات به عنوان چیزی بیشتر از پردازش صرف اطلاعات در نظر گرفته شود . همانطور که هاوارد گاردنر در این مقاله به طور کنایه آمیزی پرسید : " آنچه ما در مورد یادگیری نمی‌دانیم " ( ۲۰۰۴ ) :
آیا یادگیری و تفکر انسان می‌تواند به اندازه کافی به عملیات نورون‌ها ، از یک سو و یا به چیپ هایی از سیلیکون ، به دیگری کاهش یابد ؟ یا چیز مهمی نیست ، چیزی که خواستار توضیح در سطح ارگانیسم انسان می‌شود ؟
Analogies که مغز انسان را با یک کامپیوتر مقایسه می‌کنند ، نشان می‌دهند که رویکردهای بیولوژیکی برای هوش باید به عنوان مکمل ، به جای جایگزین کردن سایر رویکردها ، در نظر گرفته شوند . به عنوان مثال ، وقتی یک فرد یک لغت زبان آلمانی جدید یاد می‌گیرد ، از جفت جفت کردن، مثلا ً، بین اصطلاح آلمانی Die و رنگ کلمه انگلیسی آگاه می‌شود ، اما یک اثر نیز در مغز قرار داده می‌شود که زمانی که اطلاعات مورد نیاز است ، در دسترس قرار می‌گیرد . اگرچه نسبتا ً کمی در مورد پایگاه‌های بیولوژیکی اطلاعات شناخته شده‌است ، پیشرفت در سه جبهه مختلف انجام شده‌است که شامل مطالعات مربوط به عملیات مغز است .
مطالعات Hemispheric
یک رویکرد بیولوژیکی بر انواع عملکرد عقلانی متمرکز بوده و آن‌ها مربوط به مناطقی از مغز است که از آن نشات می‌گیرند . در پژوهش خود در مورد وظایف دو نیم‌کره مغز ، روانشناس Jerre لوی و دیگران دریافتند که نیم‌کره چپ در کاره‌ای تحلیلی ، مانند دخیل در کاربرد زبان ، برتری دارد ، در حالی که نیم‌کره راست از بسیاری از اشکال بصری و فضایی برتر است . به طور کلی ، نیم‌کره راست گرایش بیشتری به synthetic و holistic در عملکرد خود نسبت به چپ دارد . با این وجود ، الگوهای تخصصی سازی پیچیده پیچیده هستند و به راحتی قابل تعمیم نیستند .
تخصص دو نیم‌کره مغز در یک مطالعه اولیه توسط لوی و neurobiologist آمریکایی راجر دبلیو نشان داده می‌شود . اسپری Sperry که با بیماران split کار می‌کرد - یعنی افرادی که طناب رابط آن‌ها قطع شده‌بود . از آنجا که طناب رابط دو نیم‌کره را در یک مغز عادی پیوند می‌دهد ، در این بیماران دو نیم‌کره به طور مستقل از هم عمل می‌کنند .
لوی و اسپری اسپری از بیماران جدا شده خواستند تا بلوک‌های چوبی کوچکی را نگه دارند که در هر دو سمت چپ یا سمت راست آن‌ها دیده نمی‌شوند و با تصاویر دو بعدی منطبق می‌شوند . آن‌ها دریافتند که بیماران با استفاده از دست‌چپ در این کار نسبت به کسانی که از سمت راست استفاده می‌کنند ، کار بهتری انجام دادند ، اما با توجه بیشتر متوجه شدند که دو گروه از بیماران به نظر می‌رسد که از استراتژی‌های مختلفی برای حل این مشکل استفاده می‌کنند . تجزیه و تحلیل آن‌ها نشان داد که دست راست ( که توسط نیم‌کره چپ مغز کنترل می‌شود ) با الگوهایی که به آسانی در کلمات توصیف می‌شوند ، عمل می‌کند اما تشخیص بصری مشکل است . در مقابل ، دست‌چپ ( تحت سلطه نیم‌کره راست ) با الگوهایی که نیاز به تبعیض دیداری دارند ، ماهرتر است .
مطالعات بر روی موج مغز
یک جبهه دوم از تحقیقات بیولوژیکی شامل استفاده از ضبط امواج مغزی است . به عنوان مثال ، هانس Eysenck ، روانشناس بریتانیایی متولد آلمان ، الگوهای مغزی و سرعت واکنش مردم را مورد مطالعه قرار داد . پیش از این ، تحقیقات موج مغزی رابطه بین این امواج و عملکرد را در تست‌های توانایی و یا در وظایف شناختی مختلف مورد مطالعه قرار داده بود .
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.