شنبه ۰۲ شهریور ۹۸

اعتماد

جامع ترین سایت روانشناسی

اعتماد

۵۴ بازديد
تمایز کانت بین گزاره‌های تحلیلی و ترکیبی ویژگی‌های خاص خود را دارد , اما برای مقاصد فعلی ممکن است به همان اندازه با تمایز هیوم که در بالا تنظیم شده‌است , یک‌سان تلقی شود . به طور مشابه , تفاوت‌های مهم بین کانت و هیوم در مورد علیت ممکن است نادیده گرفته شود , چون دید آن‌ها در نقطه مرکزی توافق کرده‌اند که این مفهوم تنها در یک تجربه ممکن به کار می‌رود . اگر از این پرسش پرسیده شود که آیا تفاوت‌های اساسی بین این دو به عنوان منتقد متافیزیک وجود دارد , پاسخ باید این باشد که اینها بیشتر بر خلق و خوی و نگرش نسبت به آموزه ‌های صریح هستند . هیوم بیش از یک فرد اصیل و اصیل بود ; او آماده بود تا عقاید قدیمی را بدون حسرت به کنار بگذارد . به هر حال , برای کانت , صدای آژیر متافیزیک , علی‌رغم کلمات خشن که گاه به خود اجازه می‌داد, جذابیت خود را از دست نداده بود . کانت به فلسفه به عنوان یک اعتقاد قوی به قدرت عقل نزدیک شد ; او هرگز اعتقاد خود را مبنی بر اینکه برخی از مفاهیم انسان پیشینی هستند , رها نکرد , و سرانجام استدلال کرد که ایده غیر شرطی , گرچه فاقد نیروی بنیادی است , نقش مهمی در تنظیم عملیات فهم دارد . تمایز او بین پدیده‌ها و پدیده‌ها , اشیا حواس و اشیا هوش , در تئوری , موضوع احتمالات مفهومی است ; او گفت , درست همان طور که فرد به فکر چیزهای معقول به عنوان پدیده است , بنابراین فرد می‌تواند ایده دنیایی را شکل دهد که هدف هر نوع تجربه حسی نیست . با این حال , واضح است که او در اندیشه خصوصی خود فراتر از این عمل رفته‌است ; قلمرو غیب , که تا آن جا امکان نداشت , به عنوان تضاد با حوزه‌ای که در واقع شناخته شده‌است , در نظر گرفته می‌شد, به عنوان حقیقتی اصیل بود که اثر خود را در جهان حس می‌کرد , به شکل وسواس‌های اخلاقی و احساسات . مقایسه آنچه در مقاله اولیه کانت منتشر شد , عبارت است از اینکه زبان مادری که از زبان مادری پیروی می‌کند , با استدلال‌های مطرح‌شده در آخرین بخش خود , که در بخش آخر به کار می‌رود , این قضاوت را فراتر از تردید جدی قرار می‌دهد .
با وجود اینکه کانت درباره وجود اشیا معتقد بود , با این حال , او در سراسر نوشته‌های انتقادی خود معتقد بود که هیچ دانشی از آن‌ها وجود ندارد . علم متافیزیک نمی‌تواند علم متافیزیک وجود داشته باشد , زیرا , در واقع , تفکر باید در آشنایی با جزئیات باشد , و تنها جزییاتی که انسان‌ها با آن آشنا هستند , آن‌هایی هستند که به آن‌ها داده شده‌است . همین . تلاش برای ساختن سیستم‌های متافیزیکی به طور پیوسته در حال انجام است ; فیلسوفان به کرات بحث می‌کنند تا نشان دهند که باید یک علت اولیه وجود داشته باشد, که جهان باید شامل بخش‌های ساده باشد, که باید یک محدودیت در فضا داشته باشد, و غیره . کانت معتقد بود که تمام این تلاش‌ها ممکن است یک‌بار و برای همه به وسیله مصلحت ساده نشان داده شود که به هر دلیل , یک رساله متافیزیکی که با جهان به عنوان یک نظام منظم سر و کار دارد , می‌تواند با یک تضاد دقیق مطابقت داشته باشد . کانت درباره این تناقض اظهار داشت : " به نظر می‌رسد که خود طبیعت ترتیبی داده‌است که عقل در ادعاهای جسورانه اش متوقف شود و آن را وادار به بررسی خود کند . " " مسلما , خود آزمایش منجر به بیش از یک نتیجه شد : از یک طرف نشان داده شد که دنیای آشنا اشیا در فضا و زمان , پدیده‌ای صرف است , در نتیجه - به فلسفه اعتقاد اخلاقی .
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.