دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸

آرایش

جامع ترین سایت روانشناسی

آرایش

۵۷ بازديد
فیلسوفان مذهبی
مهم است که با در نظر گرفتن انتقادهای فعلی از متافیزیک ، از اینکه این نظم در حال حاضر تحت حمله دوگانه است ، قدردانی کنیم . در وهله اول ، آن باید با هجوم کسانی مواجه شود که آن را به عنوان رقیب علم تلقی می‌کنند ؛ در برابر این حمله است که طرفداران آن همچون R.G. Collingwood ، یک فیلسوف ، تاریخدان ، و باستان‌شناس انگلیسی ، به دنبال دفاع از آن هستند . اما در میان بسیاری از فیلسوفان مذهبی ، متافیزیک وجود دارد . در روزه‌ای گذشته ، هواخواهان دین ، و به طور کلی مومنان به نظم روحی ، به مابعدالطبیعه نگاه کردند تا ادعاهای آنان را در برابر حمله شکاک دفاع کنند ؛ اکنون دیگر تمایلی به انجام این کار ندارند . بحث مستمر در مورد متافیزیک هیچ شکی بر این توسعه ندارد ؛ به ندرت منطقی به نظر می‌رسد که به قلعه‌ای پناه ببرد که دیواره‌ای آن به شدت درهم شکسته شده‌است . با این حال ، انگیزه دیگری وجود دارد که در اینجا عمل می‌کند : احساسی که متافیزیک نه تنها مشکوک است بلکه بدتر ، غیر ضروری است . در عصری که گرایش‌ها آن بیشتر فلسفی و فلسفی است ، پذیرش گسترده‌ای از این دیدگاه وجود دارد که دین و اخلاق ، و برای آن علم و تاریخ ، توجیه مخصوص خود را دارند ؛ هیچ یک از آن‌ها نیازی به گواهی احترام به فلسفه ندارد ، و هر گونه ادعایی از جانب metaphysicians برای عرضه یا رد کردن چنین a باید بدون پایه باشد . اگر چه این دیدگاه شایع است ، اما حتی بلامنازع هم نیست ؛ کسانی هستند که the را می‌یابند که شامل اعتقاد به خدا در روزه‌ای یکشنبه ، اعتقاد به علم برای بقیه هفته - غیرقابل‌تحمل است. دست‌کم برای این اشخاص ، جستجو به دنبال حقیقت متافیزیکی و پاسخ‌های متافیزیکی باید جذابیت خود را حفظ کند .
Tendencies در متافیزیک معاصر
Tendencies در آمریکا
تلاش‌های کانت برای محدود کردن متافیزیک خطوط جدیدی را برای توسعه آن باز کرد . او فکر کرده بود که دلیلش محدود است و برخی از حقایق مستقل از هر چیزی هستند که در تجربه اتفاق می‌افتد ، زیرا تجربه توسط دسته‌های تفسیری بازتاب شده در این حقایق ساخته شده‌است . بنابراین می‌توان مطمئن از جهان در ساختار کلی آن وجود داشت ، اما تنها تا آنجا که آن یک جهان با تجربه ، یا فوق‌العاده ، جهان است - یعنی دنیایی که توسط بشر شناخته می‌شود، نه دنیایی که در خود آن است . با این حال هگل مدعی است که دانش یک چیز قابل شناخت به خودی خود یک تناقض است و این دلیل می‌تواند همه چیز واقعی را بداند . بنابراین ، مفهوم متقابل کانت از دانستن موضوع و چیز فوق‌العاده به اعتبار متافیزیکی مورد توجه هگل ، و reformulations کانت از dualisms سنتی ( به عنوان مثال ، شی - واقعیت ، ظاهر - categorial ، perceptual - transcendent ، regulative - constitutive ) برای متافیزیک تبدیل شد .
جان دویی
در این محیط ، جان دیویی ، اصلاح‌طلب اجتماعی و فیلسوف اهل عمل ، " روش کانت و Philosophic " را در سال ۱۸۸۴ در ژورنال گروهی که به نام سنت لوییس Hegelians شناخته می‌شود منتشر کرد . اگرچه دیویی خیلی زود the full را که در این مقاله بیان شده‌بود رد کرد ، اما این کار را تنها پس از آن انجام داد که در یک سنتز جزئی ، اندیشه هر دو کانت و هگل را تشکیل داد . در این مورد، یادداشت‌های موضوعی بسیاری از متافیزیک آمریکایی و قاره‌ای را به صدا درآورد . این که آیا این متافیزیک به طور صریح متعالی نامیده می‌شود یا نه ، مربوط به تجربه همان طور که توسط آرایش مفهومی و مفهومی ذهن تعیین می‌شود )
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.