دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸

نظریه

جامع ترین سایت روانشناسی

نظریه

۵۴ بازديد
سه نظریه برجسته توسعه انسانی در قرن بیستم پدیدار شد که هر کدام جنبه‌های مختلف رشد روانی را بیان می‌کردند. به نظر می‌رسد که این تئوری‌ها و نظریه‌های دیگر نه از نظر منطقی سخت و نه قادر به توضیح رشد عقلانی و احساسی در چارچوب مشابه هستند . تحقیقات در این زمینه , توصیفی است , زیرا روان‌شناسی رشد فاقد یک شبکه فشرده از گزاره‌های نظری که به گونه‌ای قابل‌اتکا , توضیحات رضایت‌بخشی را می‌دهند , ندارد .
نظریه‌های روان‌کاوی
نظریه‌های روان‌کاوی فروید , متاثر از نظریه تکامل و مفهوم فیزیکی انرژی در سیستم عصبی مرکزی بودند . فرضیه اصلی فروید این بود که هر کودک با منبع انرژی بنیادین روانشناختی به نام میل جنسی متولد می‌شود . علاوه بر این , میل جنسی هر کودک به طور مداوم بر بخش‌های مختلف بدن ( علاوه بر افراد و اشیا ) در مسیر رشد عاطفی او متمرکز می‌شود . در طول سال اول بعد از زایمان , میل جنسی در ابتدا بر روی دهان و فعالیت‌های آن متمرکز می‌شود ; پرستاری کودک را قادر می‌سازد تا خشنودی را از طریق کاهش لذت بخش در منطقه دهان به دست آورد . فروید این مرحله شفاهی توسعه را خواند . در طول سال دوم , گفته می‌شود که منبع تحریک به ناحیه مقعد منتقل می‌شود و شروع آموزش دستشویی منجر به افزایش میل جنسی در عملکردهای مقعدی می‌شود . فروید این دوره توسعه را مرحله مقعدی نامیدند . در طول مدت سه تا شش سال , توجه کودک به احساسات اندام‌های جنسی معطوف شده‌است و فروید این مرحله را مرحله حذفی نامید . شش سال قبل از بلوغ , مرحله نهفتگی نامیده می‌شود . در طول مرحله نهایی توسعه , ارضای کامل به دنبال یک رابطه عاشقانه با جنس مخالف با یکدیگر است . فروید بر این باور است که مشکلات عاطفی بزرگ‌سال ناشی از محرومیت یا خشنودی بیش از حد در طول مراحل دهانی , مقعدی یا دهانی است . کودکی که در یکی از این مراحل ثابت شده‌است علایم عصبی خاصی مانند اضطراب را نشان می‌دهد .
فروید نظریه‌ای موثر درباره ساختار شخصیت ارائه داد . به گفته او , یک ساختار ذهنی کاملا ً ناخود آگاه به نام نهاد شامل یک فرد ذاتی , محرک ارثی و نیروهای غریزی است و با انرژی روانی پایه او ارتباط نزدیکی دارد . در دوران کودکی و کودکی , ضمیر , که بخش واقعیت محور شخصیت است , برای تعادل و مکمل کردن نهاد توسعه می‌یابد . ضمیر از انواع فرآیندهای ذهنی آگاه و ناخودآگاه استفاده می‌کند تا در عین حال سعی در حفظ آسودگی فردی در ارتباط با محیط داشته باشد . اگر چه انگیزه‌های id به طور مداوم به سمت به دست آوردن خشنودی آنی از محرک‌های اصلی غریزی ( جنسیت , علاقه , پرخاشگری , صیانت نفس ) هدایت می‌شوند , کارکرده‌ای ضمیر برای تعیین حدود این فرآیند اعمال می‌شوند . در زبان فروید , همانطور که کودک رشد می‌کند , اصل واقعیت به تدریج اصل لذت را کنترل می‌کند ; کودک یاد می‌گیرد که محیط همیشه به ارضای آنی اجازه نمی‌دهد . بنا به گفته فروید , رشد کودک در وهله اول نگران ظهور کارکرده‌ای ضمیر است , که مسئول هدایت ترشح محرکه‌ای اساسی و کنترل عملکردهای ذهنی و ادراکی در فرآیند مذاکره با دنیای خارج است .
اگرچه فروید سهم زیادی در نظریه روانشناسی داشت - به ویژه در مفهوم ناخودآگاه و انگیزه‌ها - مفاهیم دقیق او را نمی‌توان از طریق آزمایش‌های علمی و مشاهدات تجربی تایید کرد . اما تمرکز او بر رشد عاطفی در اوایل دوران کودکی حتی تحت‌تاثیر مکاتب فکری بود که نظریات او را رد می‌کردند .
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.