شنبه ۰۲ شهریور ۹۸

خودآگاه

جامع ترین سایت روانشناسی

خودآگاه

۵۷ بازديد
در اوایل قرن بیست و یکم , محققان علوم اعصاب نظری هنوز چند سال دور از نظریه وحدت بزرگ ذهن بودند که پدیده‌های مختلف را با استفاده از قوانین و شبکه‌های عصبی ساده پیوند می‌دادند . با وجود این تحقیقات بسیار خلاقانه در این راستا انجام شد .
اختلاف
علوم شناختی حتی بدون داشتن یک تئوری کلی موفق به ارائه توضیحات روشن‌کننده بسیاری از انواع تفکر انسانی شده‌است . حتی برخی موضوعات کم‌تر شناخته‌شده , مانند خلاقیت و احساس , به طور ثمربخش مورد بررسی قرار گرفته‌اند . با این حال بسیاری از جنبه‌های علوم شناختی بحث‌برانگیز هستند .
سوال مهم اصلی این است که آیا رویکردی کاملا ً علمی برای مطالعه ذهن وجود دارد یا خیر. مانع اصلی آگاهی است که برخی فیلسوفان آن را فراتر از قلمرو تبیین علمی می‌دانند . تجربیات ذهنی مختلفی برای نشان دادن اینکه " احساس " احساس " احساس , احساس , احساس , یا دیگر تجربه آگاهانه " چه شکلی است , برای نشان دادن احساس , احساس , احساس یا دیگر تجربه آگاهانه ایجاد شده‌است . جان سرل , فیلسوف آمریکایی , از آزمایش دیگری که به عنوان استدلال اتاق چینی یاد می‌شود, برای حمایت از ادعای خود مبنی بر اینکه حالات ذهنی آگاه از قبیل درک نمی‌تواند از فرآیندهای محاسباتی تشکیل شود , استفاده کرد .
با این حال , تاریخ علم نشان می‌دهد که فرضیات فلسفی می‌توانند توسط نظریه‌های تجربی قدرتمند سرنگون شوند . در اوایل قرن بیست و یکم , محققان علوم شناختی ایده‌های جالبی در مورد این که چگونه آگاهی ممکن است از طریق تعامل چند حوزه مغز در ساخت بازنمایی‌های ذهنی حاصل شود , ایجاد کرده بود .
بحث دیگر در مورد نقش علم اعصاب در پیشرفت مداوم علوم شناختی است . هوش مصنوعی در زمینه هوش مصنوعی به وضوح برجسته‌ترین حوزه در نظم و چارچوب نظری و دستور کار پژوهشی براساس مدل‌های محاسباتی پردازش نمادی بود . اگر چه محققان در ساخت ربات‌ها و کامپیوترها قادر به برنامه‌ریزی پیچیده و بازی کردن ( به ویژه شطرنج بازی ) بودند, در حوزه‌های دیگر , به ویژه استفاده از زبان و خلاقیت علمی , حتی بهترین کامپیوترها هنوز هم از عملکرد انسان فاصله داشتند . به دلیل این محدودیت‌ها , در دهه‌های ۱۹۷۰ و 1970 محققان در هوش مصنوعی تلاش‌های زیادی را برای مدل کردن هوش انسانی به نفع توسعه راه‌حل‌هایی برای مشکلات مهندسی مهم تجاری رها کردند . در این میان علوم اعصاب با تکیه‌بر تکنیک‌های تجربی مانند اسکن مغزی و تکنیک‌های نظری مانند مدل‌سازی محاسباتی نقش بسیار مهمی در علوم شناختی داشته‌اند . با این حال , تاثیر آن توسط کسانی که بر این باورند که تحقیقات روان‌شناسی می‌توانند مستقلا ً انجام شوند , مقاومت کرده‌است .
شاید بزرگ‌ترین چالش در علوم شناختی امکان‌پذیری آن نیست بلکه مطلوبیت آن است. چشم‌انداز تبیین‌های محاسباتی و محاسباتی بشر تهدید می‌کند که مفروضات بنیادینی در مورد زندگی انسان و طبیعت انسان از جمله اعتقاد به جاودانگی فردی , آزادی اراده و مسئولیت اخلاقی را تضعیف می‌کند . بخشی از پروژه فلسفی علوم شناختی , ایجاد دید مثبت و مثبت از معنای زندگی هماهنگ با درک علمی از چگونگی کارکرد ذهن است .
ذهن , در سنت غربی , مجموعه قوای فکری درگیر در ادراک , یادآوری , بررسی , و تصمیم‌گیری . ذهن در مواردی مانند احساسات , ادراکات , احساسات , حافظه , تمایلات , انواع استدلال , انگیزه‌ها , انتخاب‌ها , صفات شخصیت و ناخودآگاه منعکس می‌شود .
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.