دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸

حیاتی

جامع ترین سایت روانشناسی

حیاتی

۵۲ بازديد
یکی از فرآیندهای مهم که میانجی گری کودک است این است که شناسایی ؛ این شامل ترکیب کودک از خصوصیات والدین و یا افراد دیگر با اتخاذ ظاهر ، نگرش‌ها و رفتار آن‌ها می‌شود . کودکان تمایل دارند با افرادی که از نظر احساسی به آن‌ها وابسته هستند و آن‌ها را به نوعی شبیه به خودشان تلقی می‌کنند ، شناسایی کنند . به نظر می‌رسد که آن‌ها به شدت با والدینی که از نظر احساسی گرم و قدرتمند هستند ، شناسایی می‌شوند . الگوی رفتاری که کودکان به فرزندی می‌پذیرند ممکن است دارای ویژگی‌های مثبت و نیز مثبت باشند و در نتیجه می‌تواند بر کودکان نامطلوب و همچنین سودمند تاثیر بگذارد .
بیش از ۸۰ درصد از کودکان آمریکایی یک یا چند خواهر یا برادر دارند و حضور این دو برادر می‌تواند بر رشد شخصیت کودک تاثیر بگذارد . والدین تمایل دارند بیشتر به این اولین کودک توجه کنند ، او را بیشتر تحریک کنند ( در غیبت بچه‌های دیگر ) ، اما بعد از آن انتظار و مطالبه بیشتر از او ( به عنوان قدیمی‌ترین کودک ) . به همین دلیل ، firstborns تمایل دارند که ارتباط نزدیکی با والدین خود داشته باشند، بیشتر با ارزش‌ها و انتظارات آن‌ها هماهنگ باشند ، و به طور کلی بیشتر با قدرت خود را نسبت به خواهر و برادرهای younger تشخیص دهند . Firstborns تمایل دارند نسبت به موفقیت مدرسه انگیزه بیشتری داشته باشند ، بیشتر با وجدان ، بیشتر در معرض احساس گناه ، و کم‌تر تهاجمی نسبت به آن‌هایی که بعدا ً به دنیا می‌آیند ، هستند . تعداد زیادی از دانشمندان و محققان برجسته به خاطر ویژگی‌های ذکر شده در بالا مورد استفاده قرار گرفته‌اند ، اما firstborns تمایل کمتری نسبت به ایده‌هایی دارند که موقعیت ایدئولوژیکی یا نظری محبوب را به چالش می‌کشند .
جامعه‌پذیری همسالان
در طول دو سال اول زندگی ، نوزادان به طور خود به دنبال کودکان دیگر برای تعامل یا لذت بردن نیستند . با اینکه نوزادان شش‌ماهه ممکن است به کودکان دیگر نگاه کنند و به نوزادان دیگر مراجعه کنند ، آن‌ها بازی اجتماعی را با آن‌ها آغاز نمی‌کنند . با این حال ، بین دو و پنج سال ، تعاملات کودکان با یکدیگر بیشتر ، اجتماعی و پیچیده می‌شوند . تنها یک بازی موازی در میان افراد سه ساله غالب است ، اما این استراتژی پنج سال به گروه گروه تغییر می‌کند .
مشکلات در توسعه
حدود ۶ تا ۱۰ درصد از همه کودکان در برخی موارد دچار مشکلات احساسی و احساسی جدی می‌شوند . این مشکلات به دو گروه تقسیم می‌شوند : کسانی که با نشانه‌های اضطراب شدید ، عقب‌نشینی ، و بزدلی ، از یک سو و با نافرمانی ، پرخاش ، و نابودی اموال در طرف دیگر مشخص می‌شوند . مجموعه قبلی internalizing نامیده می‌شود ؛ دومی externalizing نامیده می‌شود . همانطور که پیش از این نیز اشاره شد ، برخی از کودکان ترسان ، ترسو ، از لحاظ اجتماعی جهت رشد این نوع رفتار ، یک زمینه مزاجی را به ارث می‌برند ؛ با این حال ، کودکان دیگر به عنوان نتیجه تربیت استرس زا، تجارب و یا شرایط اجتماعی آن را به دست می‌آورند .
تفاوت‌های جنسیتی در پرخاشگری از حدود دو یا سه سال سن دارند و پسرها more از دخترها هستند . هر چند کودکان جوان گاهی دعوا می‌کنند و دعوا می‌کنند، معمولا ً در مورد اموال ، چنین رفتاری معمولا ً در سه یا چهار سال اول زندگی یک مشکل جدی محسوب نمی‌شود . رفتار پرخاشگرانه می‌تواند به یک مشکل جدی در کودکان بزرگ‌تر تبدیل شود ، با این حال ، با گذشت ۷ سال سن کمی از پسران یک گرایش افراطی و ثابت برای پرخاشگر بودن با دیگران را به نمایش می‌گذارند . کودکانی که از سن ۷ تا ۸ سالگی شدیدا ً تهاجمی عمل می‌کنند ، پس از آن در زندگی باقی می‌مانند ؛ این کودکان سه برابر بیشتر از کودکان دیگر سوابق پلیس دارند . در سن ۳۰ سالگی به طور معنی‌داری بیشتر اعضای این گروه محکوم به رفتار تبهکارانه بودند ، با همسرانشان رفتاری تهاجمی داشتند ، و کودکان خود را به شدت تنبیه می‌کردند . اگرچه عوامل زیستی می‌توانند در تولید پرخاشگری شدید نقش ایفا کنند ، اما نقش محیط اجتماعی کودک حیاتی است .
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.