دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۸

بررسیی

جامع ترین سایت روانشناسی

بررسیی

۴۸ بازديد
انتقاد مخرب علیه همه استدلالات سنتی برای وجود خدا توسط هیوم و کانت در قرن هیجدهم به وجود آمد . اثبات هستی‌شناسی با این بحث که " موجود بودن یک عبارت واقعی نیست " تضعیف شد ؛ وجود آن بخشی از مفهوم خدا به روشی نیست که در آن ، برای مثال ، همه - قوی است . برای اینکه بگوییم چیزی وجود دارد که یک مفهوم را بیشتر مشخص نمی‌کند بلکه ادعا می‌کند که یک مثال دارد ؛ نمی‌توان کشف کرد که آیا یک مفهوم تنها با بررسی آن است یا نه . ادعا می‌شود که اولین دلیل ، از دو نقطه‌ضعف شوم رنج می‌برد . حتی اگر این ادعا صحیح باشد که مشروط به بودن ضروری است ، نمی‌توان موجودیت مورد نیاز را در سوال با خدا ( همانطور که در هر یک از نمونه‌های Thomistic اتفاق افتاد ) بدون resurrecting استدلال هستی‌شناسی دانست . اگر درست باشد ، همانطور که حامیان استدلال causal تصور می‌کنند که خداوند به تنهایی می‌تواند به توصیف یک موجود ضروری پاسخ دهد ، پس هر چیزی که وجود داشته باشد ، خداوند است و هر چیزی که خدا وجود داشته باشد . حامیان مدرن اثبات علی سعی کرده‌اند این ایراد را با گفتن اینکه تعادل یکی از مفاهیم است ، نه مفهوم و موجود ؛ وجود یک موجود ضروری در بخش اول بحث ایجاد شده‌است ، و تعادل در بخش دوم بحث بین مفهوم موجود بودن و مفهوم خدا وجود دارد . به عبارت دیگر ، آن‌ها بین وجود و ذات تمایز قایل می‌شوند . در قسمت اول بحث ، وجود یک موجود ضروری اثبات شده‌است ؛ در بخش دوم استدلال ، ماهیت آن موجود ضروری با آنچه که انسان‌ها به خداوند می‌گویند مشخص می‌شود . با این حال ، فراتر از این ضعف ، ضعف‌های جدی در حرکت از وجود مشروط به وجود ضروری وجود دارد . چیزهایی در جهان با تجربه بهم مرتبط هستند ، و برخی از دلایل این رابطه را می ‌توان برحسب روابط زمانی رویدادها ارایه کرد ؛ روابط علی اصولا ً بین انواع رویدادها هستند ، و یک علت ، حداقل یک سابقه منظم از یک نوع خاص از اثر است . اما زمانی که یک تلاش برای گسترش مفهوم علیت از یک رابطه ایجاد می‌شود که در طول تجربه به کسی که جهان با تجربه را به عنوان یک کل به چیزی که کاملا ً خارج از آن قرار دارد ، مرتبط می‌کند ، دیگر هیچ شرکتی وجود ندارد که بتواند آن را نگه دارد . فعالیت‌های خداوند نمی‌تواند بر اتفاقات جهان مقدم باشد ، زیرا خداوند با تعریف ، نه در زمان ؛ و این که چگونه رابطه باید در این شرایط درک شود ، بسیار مشکل‌ساز می‌شود . برخی از metaphysicians ، مانند برخی علمای الاهیات تازه ، به دنبال آن هستند که با گفتن این که خداوند علت جهان نیست ، بلکه زمین آن ، و یا دوباره با متمایز شدن علل of ، که موقتی هستند ، از علت هستی ، که موقتی نیستند ، طفره بروند . مشخص است که آیا این حرکات بیشتر از تکرار مساله در شرایط مختلف انجام می‌شوند .
بحث از طراحی خود نوعی استدلال علی است و بر همین اساس از تمام مشکلات ذکر شده در بالا ، همراه با برخی از آن ، همانطور که هیوم و کانت هر دو به آن اشاره می‌کنند ، رنج می‌برد . حتی در شرایط خود ، گرفتن وجود یک خالق به جای یک معمار اشتباه است . علاوه بر این، به نظر می‌رسد که در حال حاضر سوال قدرت نامحدودی دارد ، زمانی که همه شواهد به نظر می‌رسد که قدرت آن‌ها بسیار عالی است . بحث بیشتر نیروی خود را با انتشار نظریه انتخاب طبیعی چارلز داروین از دست داد . حکومت یکنواخت قانون در سراسر تکامل طبیعی چشمگیر است ، اما به عنوان یک رشته از استدلال ، به نظر نمی‌رسد که بررسی نزدیکی داشته باشد .
منبع سایت بریتانیایی
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.